قديمها ديوار حاشا بلند بود. يك استكبار جهاني داشتيم كه وقتي رضا سيمخواه سر وزن نرسيد، تقصير را گردن او بيندازيم. --------------------------------------------- آنچه كه فراتر از شكستها، چشم ما را خيره كرد، صدايي بود كه از برخورد شانههاي قهرمانان ايراني با تشك كشتي بلند ميشد. صدايي يك سيلابي كه قدرت مهيبي داشت. سيزدهمين روز المپيك بود كه قهرمان سنگين وزن ايراني مثل «يويو» در دستان حريفان به اين طرف و آن طرف ميرفت تا به مسئولان كميته بينالمللي المپيك ثابت كند كشتي ورزش زيبايي است و لطفا بگذاريد جزو رشتههاي المپيك باقي بماند! اين فردين معصومي بود كه اين وظيفه جهاني را برعهده گرفته بود، بنابراين بسان يك ژيمناست در حاشيه تشك پيچ و تاب خورد؛ آنقدر كه قوانين فيزيك را به چالش كشيد و تئوري نسبيت را با ترديد مواجه كرد. گرچه طبق اين تئوري همه چيز نسبي است اما فردين با 120 كيلو مثل پروانهاي سبكبال چرخيد و بالا رفت و پايين آمد و روي «پشهوزن»ها و دختركان تنكهپوش ژيمناستيك را كم كرد. پيش از او هم رضا يزداني، اميد اول كاروان كشتي با پشت خود به تشك زرد و قرمز سالن دانشگاه كشاورزي بوسه داده بود تا محمود معزيپور سرمربي تيم ملي – همان مربي تيم ملي كشتي در سال 1985(!) – انگشت حيرت به دندان بگزد و بگويد: «ما كه فكرش را نميكرديم. شما فكرش را ميكرديد؟»
سلام آقاي يزدانيخرم. سلام آقاي رئيس فدراسيون واليبال سابق كه اين روزها ياد موفقيتهاي تيمهاي نوجوانان در دوره شما افتادهايم. ياد ابراهيم سنسبلي كاملترين بازيكن مسابقات قهرماني جهان 1989 كه دو سال بعد از فرط سن و سال اين رشته را كنار گذاشت! سلام آقاي رئيس فعلي فدراسيون كشتي كه ماشاالله آنقدر درخت سبز كردهايد كه آدم نميتواند جنگل را ببيند. سلام آقاي مرد اول ورزش اول كه تنها برنز كاروان ورزش ايران حاصل زحمات شماست. گفتيم برنز ياد برنز عليرضا حيدري در المپيك آتن افتاديم كه هم سنگ طلا بود. گفتيم حيدري، ياد سعيد ابراهيميفر افتاديم كه شانس آورديم حريف مصري ضربهاش نكرد! گفتيم مصر، هندوستان به خاطرمان آمد. برنده يك مدال برنز در رقابتهاي كشتي المپيك 2008 پكن! اگر جايي در كوچه و خيابان، مراسم عروسي، آكادمي المپيك، فدراسيون فوتبال يا هرجاي ديگر علي كفاشيان را ديدي كه دوباره داشت از ته دل ميخنديد، خيلي جدي برويد از او سوال كنيد كه رمز اين همه بيخيالي چيست؟ راز اين همه خوشي در هنگامه شكست؟ جناب آقاي دبيركل كميته ملي المپيك و رئيس فدراسيون فوتبال، حالا وقتش رسيده كه به اين سوال پاسخ بدهيد با آن لشگر سلم و تور ناظر و برنامهريزي كه از شما حقوق ميگيرند، چطور نتيجه برنامهريزي تمرينات ورزشكاران ايراني مصدوميت و دوري آنها از فرم عادي در كوران رقابتهاي المپيك است. راستي كي يادش ميآيد كه آخرين بار 2 كشتيگير ايراني در يك روز ضربه شده باشند؟
قديمها ديوار حاشا بلند بود. يك استكبار جهاني داشتيم كه وقتي رضا سيمخواه سر وزن نرسيد، تقصير را گردن او بيندازيم. يك «ناداوري» كه اگر عباس جديدي در فينال 100 كيلو ميباخت، خودش جلو ميآمد و مسئوليت را ميپذيرفت. يك بدشانسي، يك قرعه بد و كلي بهانه ديگر كه در اين روزها، حضورشان نعمتي بود. امروز اما، آنها هم توزرد از آب درآمدهاند... مثل برنامهريزان ورزش ايران، معماران فروتن شكست!
Any use of this material without mentioning the name of the source (www.footballmedia.net) and the author is prohibited.
هرگونه استفاده از این مقاله بدون ذکر منبع (فوتبال میدیا.نت) و نام نویسنده مجاز نمی باشد