Header
 
Home
Home FA
Editors & Articles
Editors & Articles FA
About Us
About Us FA
Login or Register
Login or Register
Contact Us
Contact Us FA

  By: Pejman Rahbar

Author

طعم خوش نذري در حرم

 
كيا، يك مشهدي دو آتشه است؛ به همين دليل هم مقصد پرواز طولاني خود را طوري تنظيم كرده بود تا از دوبي به مشهد برود. مي‌گويد:«ايراني‌ام و مشهدي».
نام «كيا جورابچيان» براي طرفداران فوتبال در ايران كاملا آشناست. كارگزار پر دل و جرات فوتبال كه بعد از فارغ‌التحصيل شدن از دانشگاه كوئين مريز لندن، تجارت‌هاي مختلفي را امتحان كرد و به فوتبال رسيد. حرف‌هاي ابتداي گفت‌وگو چيزي جز احوالپرسي نيست و بعد، ابراز تعجب دراين‌باره كه او چقدر خوب فارسي حرف مي‌زند. جورابچيان مي‌گويد:«من هميشه در گفت‌وگو‌ها تاكيد مي‌كنم كه ايراني‌ام
اما او در ايران چه مي‌كرد؟ قصد، ديدار با خانواده بود و زيارت. قوم و خويش‌ها مي‌گويند تا آمده، جلدي حاضر شده تا برود حرم امام هشتم. جايي كه عشق بزرگ مشهدي‌هاست.
***
حضور كيا جورابچيان در ايران اصلا براي فعاليت‌هاي كاري و بيزينس نبوده و حتي دوست نداشت در اين چند ساعتي كه در ايران مي‌گذراند به آن فكر كند. جالب اينجاست كه مديران پيام و ابومسلم وقتي متوجه حضورش در مشهد شدند، رايزني عجيبي براي ديدار با اين متمول فوتبالدوست داشته باشند اما هيچ‌گاه زمينه اين ديدار مهيا نشد چرا كه اصلا وقتي براي اين كار وجود نداشت. كيا جورابچيان به همراه همسر برزيلي‌اش به ايران آمد و نكته جالب در طول اين سفر كوتاه را بايد از زبان دايي‌اش شنيد:«براي ديدن مادربزرگش آمده بود، پنج سال نديده بودش و جالب اينجاست كه اصلا از كنارش تكان نمي‌خورد.» كيا دوبار به حرم رفت، اولين بار پنجشنبه براي صرف ناهار كه به اين محيط مقدس رفت و دومين بار براي زيارت و لمس حرم اما هشتم (ع) كه سختي‌هاي فراواني را تحمل كرد:«خوشبختانه هيچ‌كس او را نشناخت، به‌هرحال پدربزرگ و جدش در آنجا دفن بودند و مي‌خواست كه فاتحه‌‌اي براي آنها بخواند. وقتي خواست كه به حرم برسد يادم مي‌آيد فاميل‌ها حائلي درست كرديم تا از آن فشار وحشتناك راهي براي رسيدن به ضريح به وجود بياوريم كه خوشبختانه دستش هم به آن رسيد.» دايي از اعتقاد كيا جورابچيان به نيكي ياد مي‌كند:«خيلي به مسائل انساني و اعتقادي اهميت مي‌دهد و آنها را كوچك نمي‌كند، قلب فوق‌العاده مهرباني دارد و ضمن اينكه پدرش هم بسيار معتقد بود و در خارج از كشور هم به آن پايبند ماند.» بنا به گفته اقوام نزديك، رفت و آمدهاي كيا جورابچيان به ايران پشت‌سر هم خواهد شد و او ميل بسياري براي سرزدن به مشهد و ديدار از اقوامش دارد. حتما برايتان جالب است اگر بدانيد جورابچيان مسابقه پرسپوليس و ابومسلم را ديده و بسيار هم از فوتبال ايران خوشش آمده است.
***
جورابچيان مي‌گويد:«من هميشه دور و بر فوتبال بوده و هستم. اين در خون من است.» و ادامه مي‌دهد:«چهارشنبه بازي ابومسلم و پرسپوليس را ديدم كه بازي جالبي بود.» وقتي از او درباره فوتبال ايران سوال مي‌كنيم، مشخص است كه نگاهش برخلاف ما متوجه مسائل زير ساختي و توسعه و البته ارزش واقعي فوتبال، بازيكنان و باشگاه‌هاست.
 
 
 با وارد كردن چند جوان خارجي آينده‌دار
اميدوارم كار فوتبال در ايران را آغاز كنم
 * از كيا جورابچيان پرسيديم كه آيا قصد سرمايه گذاري در فوتبال ايران را دارد يا نه؟
 او پاسخ داد:«كار من در فوتبال متفاوت است با چيزي كه در ايران اتفاق مي‌افتد. مثلا در ايران باشگاه‌ها آنقدر بنيه مالي ندارند كه بخواهند يك بازيكن گران‌قيمت بخرند تا بعد آنها از ايران به ساير نقاط دنيا بروند
* به عقيده من اين كارگزار مشهور فوتبال جهان ليگ ايران مثل خيلي ديگر از ليگ‌هاي غير مهم جهان بيننده خاصي ندارد، بنابراين بازيكنان خارجي تمايل بخصوصي براي هنوز در ايران ندارند. چون حتي اگر در ليگ ايران بدرخشند، آينده درخشاني درانتظارشان نيست.
* جورابچيان مي‌گويد:«كليد موفقيت شما در جام جهاني است.» به عقيده او جام جهاني يك رسانه استثنايي براي نمايش فوتبال ايران است. جايي كه ناظران زيادي به دقت همه چيز را زير نظر دارند و هيچ استعدادي پنهان نمي‌ماند.
* از او درباره احتمال حضور بازيكنان ايراني در ليگ برتر مي‌پرسيم. او كه مالك 7 بازيكن بزرگ جهان در دو تيم ملي برزيلي و آرژانتين است، از آندرانيك تيموريان به عنوان يك نمونه مهم ياد مي‌كند:« اگر آندو درفولام بدرخشد، مثالي مي‌شود براي اينكه بقيه باشگاه‌هاي انگليسي بيايند سراغ بازيكنان شما.» به عقيده او بعد از درخشش بازيكنان ايراني در آلمان بازار خوبي براي بازيكنان ديگر ايجاد شده بود
 
* او ابراز اميدواري مي‌كند كه در آينده بتواند در تجارت فوتبال در ايران كارهايي بكند، مثلا اين كه چند جوان درخشان و آينده‌دار اهل آمريكاي لاتين را بياورد ايران و از اينجا به اروپا بفرستد.
* اما بازي ابومسلم و پرسپوليس . جورابچيان مي‌گويد :« شانس من بود كه بازي اين‌قدر قشنگ شد. يكي از بازي‌هاي خيلي خوبي بود كه تا به حال ديده‌ام
*آخرين سوال ما درباره علي كريمي است، بازيكني كه گرچه ستاره فوتبال ايران است اما به عقيده جورابچيان، شانس چنداني براي فعاليت مجدد در اروپا ندارد. او با همان فارسي سليس مي‌گويد:«علي كريمي جورابچيان بخت زيادي براي او در آينده فوتبال دنيا متصور نيست. كريمي 30 ساله است و بايد الگوي جوان‌ها باشد او رفته اروپا و كارش را كرده و سخت است كه دوباره برگردد. شما هم بايد روي جوان‌هايتان سرمايه گذاري كنيد
توضيح : متن كامل مصاحبه با كياجورابچيان تا دو هفته آينده همزمان با انتشار آن در دو هفته نامه زندگي ايده‌آل به چاپ خواهد رسيد.
 
 
از زماني که پسر بچه بود به آرسنال علاقه داشت؛ همان دوراني که به انگلس مهاجرت کرد. در سال هاي پس از آن آرام آرام وارد حيطه تجارت شد و عمده فعاليت‌هايش هم واسطه گري هاي مختلف در بازار فروش نفت، بازار بورس و سهام و حتي در دوره‌اي در انگليس در کار خريد و فروش ماشين بود. در همان سال‌هاي زندگي‌اش در انگليس بود که براي نخستين‌بار جرقه خريد سهام يک باشگاه به ذهنش خطور کرد اما اين چيزي نبود که از عهده او برآيد. به جايش کيا جورابچيان راه ديگري را پيدا کرد که داخل تشکيلات فوتبالي شود و باشگاه برزيلي کورينتيانس را انتخاب کرد.
 
هنگامي که خاوير ماسچرانو و کارلوس تبس کورينتياس را به مقصد وستهم ترک کردند خيلي‌ها متوجه قدرت و نفوذ جورابچيان حتي در فوتبال جزيره هم شدند. در ابتدا اما ماجرا چندان مهم به‌نظر نمي‌رسيد، چراکه دو بازيکن جوان و نه چندان سرشناس از يک تيم نه چندان معروف برزيلي به تيمي در انگليس آمده بودند که در اولين فصل بازگشتش به ليگ برتر در مکان نهم جدول ايستاده بود. اما اين معامله آينده خوبي داشت. خيلي زود روساي وستهم متوجه شدند اين دو بازيکن آرژانتيني چيزي فراتر از بازيکنان معمولي خودشان هستند، قرارداد قرضي آرژانتيني‌هاي وستهم بدون هيچ تبصره و قانون محکمي بسته شد و وستهم حقي بابت واگذاري شان نداشت. از سوي ديگر باشگاهي که در راس اوليه مسووليت فروش اين دو بازيکن را به عهده داشت کورينتيانس نبود، کمپاني هاي «مديا اسپورت»، «MSI» و آژانس «GSA» به رياست کيا جورابچيان حق واگذاري و فروش آنها را به عهده داشتند و در اين ميان وستهمي ها بدون اينکه هيچ منفعتي عايدشان شود فقط نقش يک واسطه بدون سود را در اين ميان بازي کردند.
 
جورابچيان همچنان مديريت و هدايت کمپاني اش را به عهده دارد، هنوز در حيطه ورزش سرمايه‌گذاري مي‌کند و به دنبال کشف استعدادهاي جوان است. آنها بازيکنان کمپاني شان را به باشگاه هاي ديگر قرض مي‌دهند و قراردادهايشان را طبق روال هميشگي مي بندند؛ «اين مدل تجارت فوتبال در امريکاي جنوبي کاملا پذيرفته شده، ضمن اينکه در سراسر اروپا هم همين شيوه تا امروز قابل قبول بوده است.
 
«من يک دلال فوتبال نيستم و هرگز هم در نقش يک وکيل يا دلال کار نمي‌کنم. آژانس بازرگاني خيلي متفاوت با دلالي است. ما تجارت و بازيکنان را با حق و حقوقشان آشنا مي کنيم. به آنها پيشنهاد مي‌کنيم براي رشد و پيشرفت بيشتر چه کارهايي انجام دهند و همه اين کارها تماما حرفه‌اي و قانوني است. وکلاي زيادي براي ما کار مي‌کنند. حتي دلال هاي ريز و درشت زيادي با ما و MSI در ارتباط هستند، اما من شخصاً دلالي بازيکن نمي‌کنم
 
او هنوز طرفدار آرسنال است. هنوز هم دوست دارد به شکلي وارد تشکيلات توپچي هاي اماراتي شود. تماشاچي اختصاصي بازي هاي اروپايي اين تيم است ولي ليگ برتر او را دوست ندارد، اگرچه «کيا جورابچيان» کسي نيست که بخواهد به سرعت به همه خواسته هايش برسد. او عادت دارد با برنامه ريزي به همه اهدافش برسد. شايد آرسنال هم در تيررس اهدافش باشد. هيچ کس نمي داند پشت نگاه هاي نافذ او چه مي گذرد

  Back / برگشت

Any use of this material without mentioning the name of the source (www.footballmedia.net) and the author is prohibited.
هرگونه استفاده از این مقاله بدون ذکر منبع (فوتبال میدیا.نت) و نام نویسنده مجاز نمی باشد

View Comments
Add Comment
Email Article
Print Article
Copyright © 2005 FOOTBALLMEDIA.NET All Rights Reserved