دکتر بیژن ذوالفقارنسب ؛ در طی گفت و گویی در برنامه نود قرار است به تحلیل فنی تیم ملی فوتبال ایران در زمان مربیگری افشین قطبی بپردازد اما در طی گفت و گو علی رغم دانش و تجربه بالای ایشان نکته فنی خاصی مورد اشاره قرار نمیگیرد . چند هزار کیلومتر آن طرف تر ، نادر جهان فرد ؛ نویسنده ارزنده ورزشی کشورمان در گفت و گو با رسانه صدای امریکا قرار است به نقد فنی تیم ملی بپردازد و آینده این تیم را در جام ملت ها پیش بینی کند اما در خلال واژگان ایشان تنها واژه ای که معنا پیدا نمیکند بحث فنی است . نوشتن در مورد تیم ملی فوتبال در حالی که گفته های در مورد این تیم و سرمربی آن بیشتر رنگ بوی تخریب و کینه جویی دارد تا بحثی فنی و حرفه ای کار ساده ای نیست ؛ در این نوشتار سعی بر این دارم در میان این همه سیاهی که در تیم ملی از دید کارشناسان دیده می شود به یک نقطه سفید هم اشاره کنم.
به یاد دارم وقتی در ایران از دانش روانشناسی ورزشی حرف زده می شد همگان به سمت بعد انگیزشی و استرسی این رشته بیشتر توجه داشتند و آن را علمی مفید جهت افزایش انگیزش بازیکنان و یا کاهش استرس ورزشکاران می شمردند. جالب است بدانیم دانش روانشناسی ورزشی در ترکیب با دانش روانشناسی عصب ها یک رویکرد تلفیقی و نو در سطح اول ورزش دنیا را به وجود آورده است تا در کنار علم حرکت شناسی به تحلیل کابردی اتفاقات در ورزش بپردازد. گل سوم تیم ملی که موجب شادی دو چندان و بیش از حد افشین قطبی به زعم کارشناسان فوتبال ایران شد از یک دید دیگر هم قابل بررسی است . امروزه ، بحثی به نام سطوح یادگیری در روانشناسی ورزشی مطرح است که یکی از پایه های دانشی برای طراحی یک تمرین و ساختن یک تیم تبدیل شده است . به زعم روانشناسان ورزشی ، بازیکنان ملی پوش در هر رشته ورزشی در سطح فراگیری و تصمیم گیری اتوماتیک و ناخودآگاه قرار دارند ؛ برای مثال وقتی بکهام در کناره زمین صاحب توپ می شود به نحوه تماس پا با توپ توجه نمیکند و بر اثر تمرین و اموزش مداوم آن را به صورت " اتوماتیک " به جایی که باید می فرستد. تا سال 2008 این مسئله فقط در سطح تکنیک ها بررسی شده بود تا این که پرفسور مایکل خان ، مدرس رشته حرکت شناسی ورزشی به بررسی آن در سطح تاکتیکی علاقه نشان داد. از دید او ، فریزینگ ( یخ زدن ) علت موفقیت تاکتیک های تهاجمی است ؛ برای موفقیت یک مهاجم باید به فکر افزایش گزینه های حمله ای و یک مدافع به سمت کاهش گزینه های پیش روی مهاجم باید بروند.
هر چه قدر تغییر گزینه تهاجم توسط مهاجم سریع تر صورت گیرد امکان پاسخ گویی توسط مدافع بیشتر کاهش پیدا میکند. برای مثال چنانچه یک هافبک بخواهد از مدافعی عبور کند و به سمت راست بدن اش را منتقل کند مدافع در ذهن اش اماده دریافت یک حمله از سمت راست خواهد بود ، چنانچه مهاجم سریعا پس از حمله به سمت راست به مسیر را عوض کند و به چپ رود چون ذهن مدافع اماده دریافت حمله در سمت راست بوده است دچار فریزینگ یا همان یخ زدگی می شود و از پاسخ دادن عاجز است. برای درک بهتر این تئوری کافی است به جابجایی پاهای کریستیانو رونالدو یا رونالدینیو به هنگام دریبل زدن توجه کنید. اکنون یک قدم فراتر رویم و بحث فریزینگ را در حالت تهاجم چند بازیکن در قالب یک تاکتیک تهاجمی به گروهی از مدافعان و دروازه بان در قالب گل سوم ایران به سنگاپور بررسی کنیم. در دقیقه 62 بازی ، شوت مهاجم سنگاپور به مدافعین ایران برخورد میکنه و در میانه میدان به هافبک ایران می رسد وضعیت بازیکنان در میانه میدان و زاویه دید آنها به شرح عکس زیر است
عکس اول
توپ را به بازیکن میانه میدان با یک پاس دقیق سپرده میشود تا تمامی نگاه های مدافعین با حرکت او به سمت دروازه به سمت او جلب شود ،با توپ جلو می رود و وقتی خود را در محاصره سه بازیکن مدافع می بیند به بازیکن اول توپ را پاس می دهد تا جای بازیکنان و نحوه نگاه شان به توپ به این حالت تغییر کند:
عکس دوم
جهت نگاه بازیکنان با تغییر مالک توپ کاملا عوض می شود و امادگی لازم برای حمله او را دارند ، مهاجم می تواند مانند بازی های گذشته تیم ملی که کمتر پیش می آمد شاهد گلی با برنامه باشیم خودخواهانه به فکر شوت کردن باشد ولی با هوشمندی و امادگی ذهنی بالایی که نشان از هماهنگی بین مهاجمین تیم ملی ناشی از حضور در تمرینات است به سمت چپ می رود تا تمام توجه ها به سمت چپ معطوف شود و همه آماده دریافت یک شوت یا ارسال پاس به بازیکن سمت چپ شوند اما در همین حین در حالی که همه نگاه مدافعین و جاگیری دروازه بان به منظور امادگی دریافت یک حمله از چپ را دارد ، با یک پشت پا مهاجم دیگر ایران صاحب توپ میشود و به راحت دروازه بان و مدافعین فریز شده حریف را مغلوب می سازد
شکل سوم
گل سوم تیم ملی فوتبال ایران ؛ یکی از فنی ترین گل های سالهای گذشته این تیم است که با تیزهوشی و هماهنگی تاکتیکی مهاجمین و نه ناشی از دریبلینگ فردی و خلاقیت های یک بازیکن به دست می آید و نشان میدهد در فوتبال ایران هم می توان کار گروهی را تجربه کرد تا با دواندن توپ ( نه دویدن خود بازیکنان ) و تکیه بر طراحی تاکتیکی تمرین شده پیش از بازی به موفقیت فکر کرد. آیا امروز که این تیم که از لحاظ روانی پس از ناکامی در صعود به جام جهانی از هم پاشیده شده بود فرصت می دهیم که قدم به قدم به کیفیت تاکتیکی مناسبی برسد یا هم چنان علاقه مند به تخریب شخصیت ( به جای نقد عملکرد ) سرمربی آن هستیم ؟
Any use of this material without mentioning the name of the source (www.footballmedia.net) and the author is prohibited.
هرگونه استفاده از این مقاله بدون ذکر منبع (فوتبال میدیا.نت) و نام نویسنده مجاز نمی باشد