
تيم ايران در بازي با چين تايپه به اجراي يك ويژگي - كه بسيار خوب است - اصرار ميورزيد:
<سرعت در انتقال توپ و به عبارتي توپ را دوست نداشتن.>
اين خاصيت يعني عدم تا‡خير در اجراي تصميم كه انتقال توپ را سريع ميكند ، اگر با درك صحيحي از بازي همراه شود، بازي تيم ايران سريعتر ميگردد.
برانكو كه ارزشهاي فوتبال متكي بر گرفتن صحيحترين تصميم در كمترين زمان ممكن را به خوبي ميداند، بايد تا جام جهاني اين ويژگي را در اولويت دستورات تاكتيكياش قرار دهد و اساس تمرينات دو نفره، سه نفره، چند نفره و تمرينات تركيبي را بر اين اصل برنامهريزي كند.
فوتبال سريع
در اوايل دهه 1950 سرنوشت بازي فوتبال عوض شد. مجارستان در ورزشگاه ويمبلي لندن شش بر سه انگلستان را شكست داد و فوتبال وارد فاز تازهاي گشت.
در آن زمان پنج بازيكن مجاري 100 متر را در كمتر از 11/5 ثانيه ميدويدند. در جام جهاني 1974 تمامي بازيكنان تيم ملي آلمان شرقي 100 متر را در كمتر از 11 ثانيه ميدويدند.
به عبارتي از دهه 50 تا دهه 70 ميلادي ميانگين 11/5 ثانيه براي پنج بازيكن به ميانگين 11 ثانيه براي هر يازده بازيكن تغيير يافت.
امروز 100 متر را در 11/5 ثانيه دويدن حد نصاب بسيار متوسطي است و فوتبال هم بسيار سريعتر از گذشته بازي ميشود.
آيا اين ويژگي - سريع فوتبال بازي كردن - نتيجه قدرت بدني بيشتر بازيكنان و يا كوچينگ بهتر است؟ جواب تركيبي از هر دو است.
فوتبال سريع را با سريع دويدن اشتباه نكنيم. اگر روزي روزگاري فوتبال كره شمالي را به خاطر تيز پاي بودن مهاجمانش فوتبالي سريع ميناميديم، امروز و در آستانه جام جهاني 2006 فوتبال سريع تعريف ويژهاي دارد.
اين نوع فوتبال - كه برترين نوع فوتبال است و ما براي آن كه بتوانيم در كارزار جام جهاني همپاي بزرگان فوتبال بازي كنيم چارهاي جز اين نداريم كه سريع فوتبال بازي كنيم - داراي مشخصات زير است:
سرعت ذهني: استفاده از هوش و ذكاوت براي بازيخواني –
سرعت صحيح حدس زدن: توانايي پيشبيني اتفاقات بازي قبل از بروز آنها.
سرعت در تصميمگيري: گرفتن صحيحترين تصميم در سريعترين زمان ممكن.
سرعت واكنش: واكنش صحيح در سريعترين زمان ممكن.
سرعت بدون توپ: سرعت در حركت بدون حمل توپ.
سرعت با توپ: سرعت در حركت با حمل توپ.
سرعت در تصميمات تاكتيكي: سرعت در اجراي تصميمات تاكتيكي براي تغيير روش بازي.
ياران برانكو در جريان بازي با چين تايپه - حتي در يك سوم دفاعي - در انتقال سريع توپ پافشاري ميكردند. اين ويژگي را به فال نيك ميگيريم و اميدواريمروند تمرينات تيمي براي رسيدن به تكامل در چارچوب اين ويژگي شكل بگيرد.

دفاع، ايويچ، برانكو
در طول نود دقيقه بازي ايران و يوگسلاوي در جامجهاني 98 فرانسه حتي يك بار مهاجمين يوگسلاوي نتوانستند در محوطه جريمه ايران صاحب توپ شوند. چرا؟
چون مردي به نام ميروسلاو ايويچ ماهها قبل از برگزاري جام جهاني اين ضعف فطري فوتبال ايران - دفاع كردن را دوست نداشتن - را به درستي شناسايي كرد و با تزريق تفكري ويژه از فوتبال كه دفاع كردن مهمترين عنصر آن است نگرش بازيكنان ايران را به بازي فوتبال و در نهايت سازماندهي خط دفاعي ايران چند ده برابر بهتر كرد.
در نقطه مقابل برانكو با توجه به مدت زيادي كه رهبري تيم ايران را در دست دارد، نتوانسته اين مشكل ذاتي تيم ايران - بخوانيد فوتبال ايران - را برطرف كند. تيم ايران سازماندهي دفاعي در هنگام از دست دادن توپ را به درستي نميشناسد.
اصول اوليه دفاعي از جمله تا‡خير، درگيري و پوشش دفاعي ملكه ذهن بازيكنان ما نشده است. در هنگام از دست دادن توپ فضاي بسته نشدهاي به مرد صاحب توپ و ياران حمله كننده حريف ميدهيم.
اين ضعف ترسناك - فضاي بدون پوشش و محدود نشده - در مقابل تيمي چون پرتغال كه به محض مالكيت توپ مثل فنر در عرض زمين باز ميشود و در انتقال توپ به يك سوم دفاعي حريف در كمترين زمان ممكن تبحر ويژهاي دارند ، ميتواند به قيمت از دست دادن روياي حضور در جمع شانزده تيم مرحله دوم جامجهاني تمام شود.
اصرار برانكو به تغيير شناخت بازيكنان ما از دفاع كردن و اجراي تمريناتي ويژه براي جا افتادن لحظه به لحظه اين دستور تاكتيكي در تمام طول بازي كمك موِثري است به ترميم خط دفاعي ايران كه بايد پذيراي بهترين بازيكنان جهان باشد.

تركيبات دفاعي و تغييرات تاكتيكي
براي اولين بار تمامي شانزده تيم حاضر در مرحله نهايي جام قهرمانان باشگاههاي اروپا در سال 2005 از دفاع تركيبي چهار نفره در قالب آرايش 4 - 3- 3 يا آرايشي شبيه به آن استفاده كردند. اگرچه در چند مورد بنا به شرايط بازي اين چهار مدافع به سه مدافع تبديل شدند.
بهترين نمونه اين تغيير تاكتيكي را بايد تدبير خارقالعادهاي رافائل بنيتس در نيمه دوم ديدار پاياني ليورپول و ميلان دانست كه بنيتس با كم كردن يك مدافع و اضافه كردن همان و آلونسو در مركز خط مياني عملاً كاكا، مغز متفكر ميلان را در نيمه دوم از كار انداخت و ضريب تهاجمي تيمش را بيشتر كرد تا ليورپول سه گل به تيمي چون ميلان بزند.
اين تغييرات تاكتيكي بنا به شرايط بازي و حريف در هر بازي متفاوت هستند. برانكو ميداند كه در جام جهاني نميتوانيم روند حركتي ثابتي داشته باشيم و بايد مثل موم توانايي تغيير را پيدا كنيم.
او ميبايست ابزار اين تغييرات - يعني بازيكناني كه در چارچوب دستورات تيمي توانايي حضور در جامجهاني را دارند - را از هم اكنون آماده كند.
پافشاري بيش از حد برانكو بر استفاده از چهار تا شش مدافع در سالهاي گذشته دست و پاي او را براي آزادي عمل در تغييرات تاكتيكي دفاعي بسته است. اصرار به بازي گرفتن از نصرتي در پست غير تخصصياش و دل ندادن به محك زدن بازيكناني چون اميرحسين صادقي، جلال حسيني، سهراب بختياريزاده و يكي، دو بازيكن ديگر جز آن كه دامنه تغييرات تاكتيكي او را تنگ ميكند، هيچ باري براي مرد كروات فوتبال ما ندارد.

فضا، زمان و پرسينگ
در گرودهمايي كميته فني يوفا كارلوس آلبرتوپريرا، مربي تيم ملي برزيل به عنوان ميهمان گفت:
<ديگر هيچ فضايي در فوتبال مجاني نيست.>
امروز پرسينگ - تحت فشار قرارداند حريف در فضايي محدود همراه با پوشش - اولين سلاح براي ندادن فضا و زمان به حريف است.
يكي از تيمهايي كه اگر فضا و زمان به دست آورد، فوتبال خود را به حريف ديكته ميكند تيم فوتبال مكزيك است.
ديگر خصوصيات فوتبال مكزيك را ميتوان چنين برشمرد:
-1 تشكيل تركيب سه نفره - مثلثهاي فرضي - در تمام نقاط زمين بازي.
-2 انتقال مرحلهاي توپ از يكسوم دفاعي به يكسوم مياني و سپس به يكسوم هجومي.
-3 تمركز و تراكم سريع دفاعي به محض از دست دادن توپ.
اما بارزترين ويژگي مكزيكيها را ميتوان درحضور پرتعداد در يكسوم هجومي زمين و سرعت بينظير در رد و بدل كردن توپ در اين منطقه دانست.
كرهجنوبي كه ذاتاً فوتبالي جنگجو باز ميكند و پرسينگ در زمين حريف را سرلوحه دستورات تاكتيكي قرار ميدهد، عملاً مكزيك را در بازي دوستانهاي كه در لسآنجلس آمريكا انجام داد از كار انداخت.
پرسينگ پرفشار كرهايها تيم ملي مكزيك و لاولپه را مقابل چشمان شصت هزار مكزيكي خجالتزده كرد. (بعد از اين بازي فشار بيسابقه مطبوعات مكزيك كه هرگز فكرنميكردند اسير يك تيم آسيايي شوند، راميرز را راهي تهران كرد.)

گل زدن
از مجموع 331 گل به ثمر رسيده در 125 بازي از جام باشگاههاي اروپا 68 گل ماحصل پاس دادن (پاسكاري) و پاس در عمق بوده است. 40 گل براساس يك - دو و يا پاس ديواري (همكاري سه بازيكن) و 47 گل بر پايه سانتر از كنارين به ثمر رسيده است. اين رقم براي گل زدن حاصل از دريبل كردن به عدد 12 ميرسد.
براي لااقل 270 دقيقه بازي مقابل مكزيك، پرتغال و آنگولا نقشههاي برانكو براي رسيدن به گل چگونه تعريف ميشوند؟
يك - دوي معدنچي و دايي براي رسيدن به گل مقابل چين تايپه كافي بود. اصرار بر اجراي سادهترين قواعد تركيبي در فوتبال - مثل يك - دو و پاس به درهاي طلايي - همچنانكه در آمار بالا ميبينيم بهترين راه رسيدن به گل است.
آيا برانكو و يارانش ميتوانند در جام جهاني زيباترين و موِثرترين نوع فوتبال خلاق ايراني را در عين سادگي به نمايش بگذارند؟