شرايط متفاوت تيم ملي در بازي دوستانه با كرواسي در اوسي يك به اين نقطه منتهي شد كه ورزشي نويسان ايران براي قضاوت درباره اين تساوي به نظرخواهي از يكديگر روي آوردند. ظاهرا آنچه از نمايش ايران از اين بازي به جاي ماند، ترديدي بزرگ بود، ترديد درباره تواناييهاي تيمي كه تا آستانه پيروزي مقابل كرواسي پيش رود و ترديد درباره ضعفهاي آشكار تيمي كه هنوز طرح خاصي براي بازي ندارد.
برانكو ايران را با آرايش ميرزاپور – كعبي- گلمحمدي- رضايي- نصرتي- تيموريان- نكونام- هاشميان- كريمي- زندي و دايي به ميدان فرستاده بود، تركيبي كه سورپريز آن هنوز آندو تيموريان در پست هافبك دفاعي و بازي محمد نصرتي در دفاع چپ بود. اتفاقي كه زمزمه آن از دور آخر تمرينات تيم ملي شكل گرفت و در اوسي يك آزمايش شد. برانكو در نيمه دوم سهراب بختياريزاده را در پست هافبك دفاعي، مهرزاد معدنچي در پست هافبك چپ ( به جاي زندي )، جواد نيكونام را در پست هافبك طراح ( به جاي كريمي )، آرش برهاني را در خط حمله ( به جاي هاشميان ) و همينطور جواد كاظميان را ( به جاي علي دايي ) امتحان كرد.
نكته قابل ذكر ديگر در تركيب تيم ملي، غيبت مهدي مهدويكيا، عنصر كليدي تهاجمي ايران بود.
.jpg)
كم و كيف
در پي از دست رفتن زماني طولاني براي برگزاري مسابقات تداركاتي ، طبيعي بود كه ايران هماهنگي و هارموني تيم ملي مكزيك را كه پس از اردويي چندماهه مقابل فرانسه قرار گرفت نداشته باشد و چنين بود كه ميشود از مشكلات تاكتيكي تيم ايران ساعتها نوشت. در عين حال اين نكته نيز قابل توجه است كه تيم مقابل، كرواسي بود و در خانه خود بازي ميكرد و كسب تساوي اين ديدار كه در صورت مهرباني داور ميتوانست به سود ما به پايان برسد، ارزشمند است. در اين راستا بررسي 4 گل بازي به عنوان مثالي از كل جريان بازي كاملا راهگشا به نظر ميرسد.
1- گل اول ايران روي حركت وحيد هاشميان از سمت چپ محوطه جريمه، پاس كوتاه او به محمد نصرتي، ضربه عرضي نصرتي و شوت علي كريمي به دست آمد. جالب اينكه نصرتي كه نامش به عنوان پاسور گل اول درج شد، قصد «پاس» نداشت اما ضربه ناشيانه و بيهدف او به علي كريمي رسيد كه بدون مراقب در موقعيت مناسبي قرار داشت و او طبق انتظار كار را تمام كرد.
2- گل تساوي كرواسي روي فرار هافبك كرواسي از سمت چپ خط دفاعي ايران، سانتر او، ضربه سركلاسنيچ و ضربه پرشو به دست آمد. در اين گل كاملا تاكتيكي نقش دفاع چپ ايران، حسين كعبي و مدافعان مركزي غيرقابل انكار بود. ضعف جسماني حسين كعبي و غيبت رحمان رضايي روي اين گل كاملا مشهود بود.
3- البته تا مدافعي اشتباه نكند، گلي رود و بدل نخواهد شد . اما گل دوم ايران كه توسط آرش برهاني به ثمر رسيد، روي اشتباه محض دفاع كرواسي كه توپ را براي برهاني فرستاد به دست آمد. در اين گل سواي اين اشتباه، بايد به يك نكته كليدي توجه كرد . اين كه حضور يك مهاجم در محوطه جريمه چقدر اهميت دارد. اين نكتهاي است كه علي دايي كمتر آن را رعايت كرد.
4- و گل پاياني كه از نظر تاكتيكي شبيه به گل آرش برهاني بود و به دليل اشتباه مسلم خط دفاع ايران به ثمر رسيد. اگر فيلم بازي را مرور كنيد از تعارف بين رحمان رضايي و ميرزاپور و لحظه لو رفتن توپ يكه خواهيد خورد.

ايران در دفاع
گرچه اينطور به نظر رسيد كه خط دفاعي ايران با مهار ايوان كلاسنيچ گلزن خوش نقش تيم وردربرمن كار خود را به خوبي انجام داد و با توجه به سابقه قبلي اين مسابقه يك گام رو به جلو بود، اما در اين نكته كه ايران همچنان در دفاع تيمي با مشكلات بسياري روبهروست شكي وجود ندارد. در اوايل نيمه دوم كه فشار كرواتها بيشتر شده بود، خط دفاعي ايران بدون رعايت اصول دفاع منطقهاي روي توپي كه دوبار عرض زمين را طي كرد، گروهي و سر در گم به اينسو و آن سو ميرفت. اما آنچه بيش از ساير عوامل حريف را در موقعيت حمله قرار ميداد اشتباهات بيشمار مدافعاني مثل نصرتي، رضايي و سپس نكونام و مهرزاد معدنچي (نيمه دوم) بود كه توپ را مرتبا به خط هافبك حريف هديه ميكردند و كرواسي را در موقعيت حمله قرار ميدادند. اشتباهاتي كه تكرار آن در جام جهاني ميتواند تاواني سخت در پي داشته باشد. آن چه در اين رابطه ميماند نقش دو هافبك دفاعي ايران بود؛ برانكو ايوانكوويچ و جواد نكونام بايد به اين نتيجه برسند كه جواد هافبك توپگير ماست يا قرار است در حمله مشاركت كند. اگر جواد هافبك دفاعي ماست بايد تعبيري را كه يك روزنامه ورزشي درباره او به كار برد تكرار كرد. نكونام بازي را در شرايطي تمام كرد كه حتي لكهاي روي لباسش نبود، در حالي كه درگيري و تكل از اصول اوليه توپگيري است.
.jpg)
ايران در حمله
تيم ملي ايران دچار مشكلي است كه در ديدارهاي مقدماتي نيز به آن دچار بود. آنها در حمله و براي رساندن توپ به حريف برنامههاي متنوعي ندارند و به همين دليل است كه كيفيت ايران براي هجوم بدون حضور علي كريمي تا حد بسياري افت ميكند. در بازي كرواسي علي دايي و وحيد هاشميان با همان سياق گذشته ناموفق نشان دادند.
مجيد جلالي در اين باره ميگويد:«همواره وقتي به خط دروازه حريف نزديك ميشويم مشكلات تهاجمي ما نمايانتر ميشود.» با اين حال برانكو با برجسته كردن نقش اين دو در دفاع تيمي و فضاسازي براي هافبكها همچنان به خط حمله ايران اميدوار است، زوجي كه به هيچ وجه خصوصيات دو بازيكن مكمل را ندارند و شبيه به هم بازي ميكنند. در عين حال نقش هاشميان به همين دليل بين يك مهاجم كامل و يك مهاجم كاذب سرگردان است.
در اين رابطه بايد از فريدون زندي هم نوشت كه چندان موثر و آماده نبود، همينطور از مهرزاد معدنچي كه دور از انتظار نشان داد. حسين كعبي نيز كه بخشي از برنامههاي تهاجمي تيمها بر عهده اوست، فضاي خالي عميقي پشت سر خود ايجاد ميكند كه بسيار خطرناك است. با اين حال اميد اصلي ما به هنگام هجوم به مهدويكيا و علي كريمي است.
.jpg)
نماي كلي
جلال چراغپور كارشناس فوتبال عقيده دارد ايران هيچ شيوهاي را تمرين نكرد و يك مسابقه تداركاتي خوب را از دست داد. اما مجيد جلالي دقيقا عكس او حرف ميزند.
به اعتقاد من اين بازي در راستاي نياز ما در جام جهاني تعريف و انجام شد. همه ميدانيم مكزيك و پرتغال به دليل قدرت و شيوه بازيشان ما را وادار به دفاع كردن ميكنند و ديروز ما شاهد مدل شبيهسازي چنين رقابتهايي بوديم.»
چند نكته
استفاده سهراب بختياري زاده كاملا به سود ايران تمام شد. او كه پس از بازيهاي خوب در صبا به تيم ملي دعوت شده، در يك خط جلوتر مورد استفاده قرار گرفت و نمايش مناسبي داشت. جالب اينكه او به جز توپگيري نقش مثبتي در حملات تيم داشت و با پاسهاي سالم تيم را راهانداخت.
- حضور نكونام به جاي علي كريمي در حاليكه مسعود شجاعي روي نيمكت تيم ملي حضور داشت از بدسليقگيهاي سرمربي تيم ملي بود. شجاعي با حضور كوتاه در زمين درك بالاي خود از فوتبال را به نمايش گذاشت.
- محمد نصرتي و ابراهيم ميرزاپور ميشود گفت همچنان در روند قبلياند. اما اميدواريم در بازي بوسني بالاخره از فرم بد فاصله بگيرند.
- دعا را هرگز فراموش نكنيد!