
دوستي مي پرسد عجيب نيست با اين ميزان اعتماد به نفس بيرون نشسته ؟ و پاسخش اين است که خير عجيب نيست ، ايشان امتحان خود را تمام و کمال پس داده اند.
"ايشان" ، آقاي جلال چراغپور هستند .
مربي فوتبال که معمولا با لفظ " کارشناس" از ايشان ياد مي شود. "ايشان که طرفداران فوتبال هنوز خاطرشان هست ، روزي را که در برنامه نود به تحليل بازي پرسپوليس و پاس پرداخت و از واژه اي هايي مثل "قيف" استفاده کرد
.
بله ، يادمان هست که " کريم باقري" زير فشار مهاجمان پاس زير توپ مي زد و آقاي چراغپور مي فرمود : "ببينيد کريم طراح دور پرسپوليس است " (يعني مثلا از فاصله دور با پاس هاي بلند حملات را سازماندهي مي کند!)
اگر هنوز متوجه نشديد که در باره چه کسي حرف مي زنيم باز هم راهنمايي کنيم؛ ايشان در برنامه هاي اول پس از حذف تيم ملي در شبکه 3 حاضر شدند و درباره گل اول مکزيک گفتند: " ما پنج سال پيش در بازي دوستانه روي ضربه ايستگاهي از تير اول از آنها گل خورده بوديم. آنها مي دانستند ما آن بازي را ديده ايم و روي ايستگاهي ها تير اول را مي گيريم . بنا بر اين توپ را فرستاندن تير دو و تمام"
اما بعد که صحنه هاي بازي را دوباره ديديم، هيچ مدافعي از ايران روي تير اول نبود
!
يادتان نيامد؟اي بابا ، آقاي چراغپور هماني هستند که صبح روز بازي ايران – پرتغال پيش بيني کردند فاجعه اي در پيش است(منظورشان باخت با تعداد گل بالا بود) اما ما مقابل يکي از چهار تيم مرحله نيمه نهايي فقط دو گل خورديم که چندان فاجعه آميز نيست. باز هم راهنمايي کنيم؟ چشم. چند سال پيش که مسئولان استقلال اهواز به اميد استفاده از "علم روز" آقاي چراغپور را به سمت سرمربيگري تيم خود منصوب کردند ، ايشان در اردوي پيش از آغاز فصل در مجموعه انقلاب بعد از تماشاي بازي دوستان فرانسه – هلند به سراغ مجيد نوروزي مهاجم تيم رفت و به او دستور داد مثل فلان بازيکن يکي از دو تيم از امروز در نقش دفاع آخر تيم بازي کند. نتيجه چه شد؟

تا آنجا که در ذهن داريم استاد پس از سه بازي به تهران بازگشت. خب ، قبول کنيد که اگر هنوز يادتان نمي آيد اشکال از خودتان است ، چون آقاي چراغپور به سبب همين مسائل آدم کاملا شناخته شده اي است . به عنوان آخرين نشاني ، خاطرنشان مي کنيم که ايشان چند سال پيش برنده جايزه بهترين نويسنده ورزشي جشنواره مطبوعات نيز شده است. شوخي مي کنيم؟ خير. برويد از آقاي نادر داوودي مديرمسئول ماهنامه تماشاگران بپرسيد.
خب ، غرض از اين نوشتار اين بود که برسيم به آخرين اظهار نظر آقاي چراغپور ، کارشناس بزرگ فوتبال ايران که فرموده اند: "از حرف هاي رنه سيموئز کاملا پيداست که او مربي کوچکي است ، حتي کوچک تر از برانکو. او با صحبت هاي فني پيش افتاده نشان داد به مسائل فني چندان واقف نيست."
استاد ضمن بيان اين جملات از فدراسيون فوتبال خواسته درباره تيم اميد تصميمي جدي بگيرند
......
امروز و در شرايطي که در اصل فضاي " ضد مربي خارجي " حاکم بر بخشي از فوتبال ايران ، شجاعت چنين اظهار نظري را به ايشان که با پز " ضد مستشارگرايي" پيش مي رود ، داده است ، ذکر چند نکته ضروري است:
1- شکست تيم ايران در آلمان نه فقط نتيجه رفتار و منش و ميزان آگاهي برانکو که نتيجه کارکرد مجموعه فوتبال ايران است. فوتبالي که اندازه کمي و کيفي آن در مقايسه با آنها که در رديف ما به نظر مي رسند نيز نازل است، چه رسد به کشورهاي صاحب فوتبال که در جام جهاني جلوه اي از داشته هاشان را به چشم ديديم.
طبيعتا ناديده گرفتن مشکلات ساختاري فوتبال ايران و متهم کردن شخص مربي چاره کار نيست. به نظر مي رسد فضا به دوستاني مثل آقاي چراغپور تا اين حد اجازه اظهار نظر مي دهد. آيا به عنوان مثال عجيب نيست که هيچ يک از کارشناسان حاضر در برنامه هاي تلويزيوني هرگز به نقش سازمان تربيت بدني در اضافه کردن مشکلات بر پيکر نحيف تيم ملي اشاره نکردند؟

2 - طبيعتا فوتبال ايران " نبايد" در مسيري قرار بگيرد که در گذشته قرار داشت. البته اين نکته درست که سرمايه گذاري روي مربيان ضعيف اهل کرواسي چندان راهگشا نيست ، اما چه کسي است که تاثير همين درجه چندم ها را انکار کند؟
آيا در مقايسه با دوره مربياني مثل خود آقاي چراغپور (سال 1982) ، ناصر ابراهيمي (1984) ، علي پروين (90 تا 92 ) ، محمد مايلي کهن (96 تا 98) و همايون شاهرخي (2004) ، دوران برانکو دوران بهتري نبود؟
3- موجي که با حضور مربياني مثل مصطفي دنيزلي ، آري هان ، لورنت و رنه سيموئز آغاز شده نبايد فراموش کرد. مربياني با پيشينه درخشان و "بزرگ" در مقياس فوتبال ايران. البته اين درست که مثلا سابقه "هان" با "هيدينگ" قابل مقايسه نيست اما به خاطر داشته باشيم که در ايران زندگي مي کنيم ، جايي که کار در آن قاعدتا ايده آل مربيان مطرح خارجي نيست
.
4- در اين باره که رنه سيموئز کيست و چه کرده ، نگاهي به کارنامه مربيگري او کافي به نظر مي رسد. آقاي چراغپور که اصرار دارد زبان انگليسي خود را در برنامه هاي تلويزيوني به رخ بکشد، مي تواند بخواند تا بداند که او چگونه تبديل به بت جوانان جامائيکايي شد. کشوري که جز موسيقي هيچ نداشت، اما با سيموئز به جام جهاني رسيد......
امروز بايد از مرداني مثل سيموئز با سطح و درک بالايشان از فوتبال دفاع کرد. کسي که چند دقيقه صحبت با او هيجان زده تان مي کند . کسي که برخلاف آنچه آقاي چراغپور مي گويد شکست برزيل را پيش بيني کرد. او با علاقه مندي بي حد و حصرش به فوتبال از آنهاست که به آينده اميدوارمان مي کند . به خصوص در روزهايي مثل اين که سياهي و ياس از در و ديوار مي بارد ... آقاي چراغپور!